تبلیغات
تیروژ . . . - سفره ی سین از آلبوم سفره ی سین

تیروژ . . .

تو این وبلاگ بهترین ها را می بینید

« این سایت را حتمابه دوستان خود معرفی کنید »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

یکشنبه نهم خردادماه سال 1389

سفره ی سین از آلبوم سفره ی سین

نویسنده: بهزاد   


 

ترانه ی منتخب این پست ترانه ای از زویا زاکاریان با اجرای داریوش اقبالی با آهنگ و تنظیم داود اردلان از آلبوم سفره ی سین و بنام :

سفره ی سین

پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی میتازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز و زمین ای دوست
بنگر بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز
پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینه ی بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینه ی بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

به شاد باش شمیم بارش نم نم
به فال نیک دیدار گل مریم
بیا تا یک نفس شکرانه ی امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
به داغ دل فراموشی دهیم با هم


بزن ای طبل باران
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفره ی عید
بیائید سفره ی عید
بچینیم قاصدکها
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینه ی بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

تماشا کن در آینه ی نوروز
نمیبینی غبار قصه ی دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز


بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفره ی عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

سلام ای سایه ی سالار سرو ناز
سرود سار و سحره سور عشق ورزی
سپیده سیل سوسن در سحر با ماست
سمنبو ساعت سرشار سرسبزی
سمنبو ساعت سرشار سرسبزی


بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفره یعید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفره ی عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

ترانه را از اینجا بشنوید
 

 و اما نقد ترانه :

 

 پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی میتازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز و زمین ای دوست
بنگر بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز
پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت

بند آغازین ترانه قرائت دیگری است از دو بیت معروف ملای روم :

ای برادر تو همه اندیشه ای     مابقی خود استخوانو ریشه ای

گر بود اندیشه ات گل گلشنی     ور بود خاری تو هیمه گلخنی

همچنانکه می بینید سراینده اندیشه محور است و  آدمیان بی فکررا دعوت به تامل در گذر زمین و زمان و هستی می کند  

گل نمادی از طراوت و سرزندگی (فصل بهار) و خار نمادی از خشکی و جمود(فصل زمستان) نمادهای محسوس ابیات مولاناست ولی سراینده ی سفره ی سین این نمادها را در بند آغازینش نامحسوس و مستتروارد ترانه می کند :

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینه ی بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

 

زمین سرمای بهمن را کینه نمی کند چرا که می داند که بزودی زمستان می رود و رو سیاهی به ذغال می ماند و این درس عبرتی است برای دل ما که کینه توزی را دور بریزد و بداند که :

از محبت خارها گل میشود

مراعات نظیر این چارپاره ( زمستان بهمن سرد ..) به طرز بی نظیری با در گیر شدن در محورهای عرضی و طولی اثر پیام انسانی عشق و محبت را در لایه های زیرین اثر به گوش انسانهای دلسرد و زمستانی که بارقه ی امیدی در دلشان نیست می رساند 

به شاد باش شمیم بارش نم نم
به فال نیک دیدار گل مریم
بیا تا یک نفس شکرانه ی امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم

شکر نعمت ( شمیم بارش نم نم- دیدار گل مریم )  نعمتت افزون کند و کفر ( فراموش نکردن داغ دل و غم و غصه ) نعمت از کفت بیرون کند

پس به توصیه سراینده  شاد باش و شاد زی

 

تماشا کن در آینه ی نوروز
نمیبینی غبار قصه ی دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز

آئینه آن روز که گیری بدست           خود شکن آن روز مشو خود پرست

اینبار سراینده نوروز را آئینه ی بی غبار عبرت انسان قرار داده است که در حاشیه ی یک شب سرد پس از صبرسختیهای زمستان چونان مسیحا رسول مهربانی و مهرورزیست چارپاره با استعانت از ترکیب بدیع چلیپای شب سرما و کلمه ی چنین به  موسیقی درونی خاصی رسیده که این موسیقی طرب انگیزو نشاط بخش است و تطابق شعرو موسیقی نیز به طرز روانی بی تکلف جاری شده

بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
بیائید سفره ی عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما

با به صدا در آمدن  طبل خوش ضرب باران  بهاری بید مجنون به رقص می آید که پچ پچ گل هم هم گام با این ضرب خاک محزون را از خواب زمستانی بیدار کرده است 

قاصدکها هم از این ترنم بهاری بوجد آمدند واز راه رسیدند تا با حذف دو سین سوگ و سرما  سین های تازه ه ای جایگزین سفره ی عید نوروز نمایند 

سلام ای سایه ی سالار سرو ناز
سرود سار و سحره سور عشق ورزی
سپیده سیل سوسن در سحر با ماست
سمنبو ساعت سرشار سرسبزی

با تاختن عوامل مراعات نظیر بند قبلی (باران - بید مجنون - گل -خاک محزون ) بر مغزو پوست کهنگی زمان با استفاده از صنعت واژآرائی ( کلمات با حرف مشترک که در اینجا سین است ) با چیدمانی منطقی و احساسی سفره ی بیشتر از هفت سین لبریز از عطر سمن و یاسمن  ( سمنبو)سراینده در آغاز مجدد زمان ( بهار ) آرایش و چیدمان شده که پیامش دوستی و سلام  و آخر هر سلام جای خداحافظ  است

یا مقلب القلوب و الابصار ... حول حالنا الی احسن الحال

قلوبتان درپناه حق

 رضا راد   ترانه سرا

reza rad -lyrics

 

 

>

نویسندگان

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل مطالب ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
tirozh

بازی آنلاین