تبلیغات
تیروژ . . . - عقاب

تیروژ . . .

تو این وبلاگ بهترین ها را می بینید

« این سایت را حتمابه دوستان خود معرفی کنید »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

یکشنبه نهم خردادماه سال 1389

عقاب

نویسنده: بهزاد   

عقاب

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و

با آن ها بزرگ شد . در تمام زندگیش ، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند . برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و گاهی با دست و پا زدن بسیار کمی در هوا پرواز می کرد . سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد .

روزی پرنده ی با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید که با شکوه تمام با یک حرکت جزیی بال های طلاییش بر خلاف جریان شدید باد پرواز می کرد . عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید : این کیست ؟

همسا یه اش پاسخ داد : این یک عقاب است . سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم .

عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد . زیرا فکر می کرد یک مرغ است .

>

نویسندگان

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل مطالب ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
tirozh

بازی آنلاین